شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

معرفى كتاب 12

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

بعلّت تقديم و تأخيرى كه در نسخهء سابق روى داده بوده است و كاتب اين نسخه در استنساخ توجّه نكرده و عينا نقل كرده و در وسط صفحه و سطر ارتباط كلام گسيخته است ؛ با اين همه عكس اين نسخه را نيز بدست آورد و ازان در تصحيح متن و ترجمه استفاده كرد . 2 مصنّف اصل تاريخى مفصّل و صريح و معتبر و صحيح از وقايع عهد خوارزمشاهيان و حملهء چنگيز و محاربات جلال الدّين خوارزمشاه به فارسى نداريم . اين كتاب نسوى و كتاب جهانگشاى جوينى از هرچه در اين باب داريم بهتر است ولى كافى نيست . حقّ اينست كه همّت بگماريم و كتاب تركستان بارتلدرا « 4 » به فارسى ترجمه كنيم و سپس هرچه از مآخذ ديگر بدست آيد بران بيفزائيم . اين ترجمهء فارسى سيرت جلال الدّين را مىتوان يكى از آن مآخذ اصلى بشمار آورد كه از براى تكميل مطالب كتاب بارتلد به كار بايد برد . در حواشى پاى صفحات و در تعليقات و توضيحات آخر كتاب و در همين مقدّمه سعى در رفع بعضى از نقايص آن كرده‌ام ، ولى هنوز ده يك آنچه بايست بران افزوده باشم نيفزوده‌ام . جا و مقام مناسب بيش ازين نبود و از حدّ تناسب درمىگذشت . مصنّف اين كتاب شايد قصد استيفا و استيعاب نداشته ، و بهرحال مرد اين كار نبوده است . ما همه گمان مىكنيم كه اگر شرح وقايع زندگانى و مشاهدات خود را بنويسيم كتاب رمان يا تاريخ بسيار خوبى خواهد شد . مصنّف نيز كه در فنّ انشا

--> ( 4 ) اصل آن به روسى بوده است ، ترجمه‌اى بانگليسى ازان شده است كه در اعتبار و صحت همپالكى اصل روسى است و در سلسلهء كتب و انتشارات اوقاف گيب منتشر شده است و كتاب معروفى است .